غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۲۲

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای چشم تو پرده دار اعجاز

مژگان تو سایه پرور ناز

۲

از قافله شکایت ما

چون ریگ روان نخیزد آواز

۳

پیشانی صبح و آفتاب اوست

درسینه پاک گوهران راز

۴

بر زنده قبای خاک مپسند

دل را ز غبار کین بپرداز

۵

در پرده خون دل حصاری است

از لعل لب تو آب اعجاز

۶

گردانده ز خلق روی امید

کار صائب بود خداساز

بازگشت به سروده‌های صائب