چون شمع اشک در طلب مدعا مریز
نقد حیات خود چو شرر برهوا مریز
غزلی از شاعر با مضامین عاطفی و اجتماعی است که به اهمیت احترام به ادب و فرهنگ اشاره دارد. شاعر از شنونده میخواهد که در تلاش برای رسیدن به خواستهها و آرزوهایش، ارزشهای انسانی و هنر را زیر پا نگذارد. دقت به عزت و آبرو در روابط با دیگران و محافظت از حیثیت خود و دیگران نیز مورد تأکید قرار گرفته است. همچنین، شاعر به زندگی فقیران و دردهای آنان اشاره کرده و از ملامت کردن آنها خودداری میکند. در نهایت، به وفای خود نسبت به دوستان و ارزشگذاری به جان و احساسات دیگران دعوت میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون شمع اشک در طلب مدعا مریز
نقد حیات خود چو شرر برهوا مریز
بی عزتی به اهل سخن مایه غم است
زنهار خرده های قلم زیر پا مریز
باید اگر به مردم بیگانه جان فشاند
زنهار آبرو به درآشنا مریز
آتش تمیز خارو خس از گل نمی کند
ای ساده لوح گل به گریبان ما مریز
از مفلسان زبان ملامت کشیده دار
زنهار خون ماهی بی فلس را مریز
صائب گذشت از دو جهان در وفای تو
خونش به خاک راه به تیغ جفا مریز