غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۱۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بالا نکرده ساعد او راحیا هنوز

بیعت نکرده است به دستش حنا هنوز

۲

آواز عندلیب به گوشش نخورده است

برگرد او نگشته نسیم صبا هنوز

۳

در غنچه است جلوه گلزار شوخی اش

دستش گلی نچیده ز رنگ حنا هنوز

۴

گل عیب بیوفایی خود را علاج کرد

نشنیده است عهد تو بوی وفا هنوز

۵

صدبار چین ابروی او داد رخصتم

من سر نمی کشم ز کمند وفا هنوز

۶

ای دیده از غبار ره او چه دیده ای

در پرده است خاصیت توتیا هنوز

۷

صائب هزار قاصد یأس آمد و گذشت

چون برق می پرد به رهش چشم ما هنوز

بازگشت به سروده‌های صائب