در کاهش است از سخن خود سخن طراز
در سمین به رشته بود بوته گدار
این شعر به موضوعاتی چون کم گویی، خاموشی، و جستجوی حقیقت پرداخته است. شاعر به نازکی زبان و کم گویی اشاره میکند و به معنای عمیق آن اشاره مینماید. او از زاهدی میخواهد که دراز بودن نماز را کنار بگذارد و به خاموشی و سکوت اهمیت بدهد. غبار علایق بر دل نشسته و این موضوع میتواند باعث دوری از راه حق شود. شاعر به زیبایی ارتباطی میان انسان و عالم بالا برقرار میکند و بر این نکته تأکید دارد که در سکوت و خاموشی، رازهایی نهفته است که میتواند عمیقتر از سخن باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در کاهش است از سخن خود سخن طراز
در سمین به رشته بود بوته گدار
درکم زدن زیادتی آنها که دیده اند
چون شمع می کنند زبان در دهان گاز
زیباست این کمند باری شکار خلق
زاهد مکن دراز برای خدا نماز
جز مهر خامشی که کند عمر رافزون
نشنیده ام شود ز گره رشته ای دراز
بردل مرا غبار علایق نشسته بود
روی عرق فشان توام کرد پاکباز
تا چون صدف کنند ترا مخزن گهر
بردار سوی عالم بالا کف نیاز
شبنم اگر ز سیر کند منع بوی گل
صائب شود به مهر خموشی نهفته راز