نبرده خط ز عذار تو آب و تاب هنوز
بر آتش تو جگرها شود کباب هنوز
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت چهره محبوب میپردازد. شاعر به رغم وجود خطوط و نشانههایی بر چهره محبوب، هنری که از آن ناشی میشود را تحسین میکند. او به تماشای چهرهی محبوب میپردازد و بیان میکند که حتی با وجود این خطوط، زیبایی او همچنان پرشور و زنده است. شاعر همچنین به تأثیر خط و نقش بر لب و عارض محبوب اشاره میکند و به نیرویی که این زیبایی در جذب نظر دارد، تأکید میکند. در کل، شعر بیانگر عشق و تحسین شاعر نسبت به زیبایی محبوب و تأثیر آن بر حس و احساس اوست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نبرده خط ز عذار تو آب و تاب هنوز
بر آتش تو جگرها شود کباب هنوز
شد آفتاب تو در ابر خط نهان هر چند
ز عارض تو شود دیده ها پر آب هنوز
ز خط شد آن لب میگون اگرچه پا به رکاب
توان رساند ز نظاره اش شراب هنوز
کشید حسن ترا گرچه خط به پای حساب
نمی کند نگهت ترک بیحساب هنوز
مه تو گرچه حصاری ز هاله خط شد
حذر کند ز شبیخونش آفتاب هنوز
ز خط قلمرو حسن تو گشت زیر و زبر
ز غفلت است دو چشم تومست خواب هنوز
ز نقش خط لب لعل تو گرچه شد بی آب
ز عارض تو تراوش کند حجاب هنوز
نهشت رنگ حیا بر رخت ز تردستی
چه نقشها که زند خط دگر برآب هنوز
اگرچه خط رقم رخصت تماشایی است
کند ز دیده من صائب اجتناب هنوز