که را به گوشه گلخن کشیده اند امروز؟
که شعله ها همه گردن کشیده اند امروز
در این شعر، شاعر به توصیف وضعیت دنیای امروز میپردازد. او به تصاویری از خلوص، زخمهای کهنه، تلاش و آرزوها اشاره میکند. انسانها در مقابل چالشها و فشارهای زندگی، ایستادگی میکنند و به تماشای زیباییهای زندگی میپردازند. همچنین، شاعر از ناامیدی و تلخی مرگ نیز صحبت میکند و به تضادهای زندگی اشاره دارد. همه این مضامین نشاندهنده تلاش انسانها و ناهنجاریهای اجتماعی است که در تلاشند به امنیت و آرامش دست یابند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
که را به گوشه گلخن کشیده اند امروز؟
که شعله ها همه گردن کشیده اند امروز
ز بخیه زخم کهن پاره می کند زنجیر
کدام رشته به سوزن کشیده اند امروز؟
کدام آبله پا عزم این بیابان کرد؟
که خارها همه گردن کشیده اند امروز
چو کوه خاطر آسوده زان گروه طلب
که پای خویش به دامن کشیده اند امروز
مجوی تفرقه خاطر از رضاکیشان
که درخت خویش به مأمن کشیده اند امروز
که قد به عزم تماشای گلستان افراخت ؟
که سروها همه گردن کشیده اند امروز
چه فارغند ز بیم فشار تنگی قبر
کسان که تنگی مسکن کشیده اند امروز
جماعتی گذرند از پل صراط چو سیل
که بار خلق به گردن کشیده اند امروز
اجل چه کار کند با جماعتی صائب
که تلخکامی مردن کشیده اند امروز