غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۹۷

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

که را به گوشه گلخن کشیده اند امروز؟

که شعله ها همه گردن کشیده اند امروز

۲

ز بخیه زخم کهن پاره می کند زنجیر

کدام رشته به سوزن کشیده اند امروز؟

۳

کدام آبله پا عزم این بیابان کرد؟

که خارها همه گردن کشیده اند امروز

۴

چو کوه خاطر آسوده زان گروه طلب

که پای خویش به دامن کشیده اند امروز

۵

مجوی تفرقه خاطر از رضاکیشان

که درخت خویش به مأمن کشیده اند امروز

۶

که قد به عزم تماشای گلستان افراخت ؟

که سروها همه گردن کشیده اند امروز

۷

چه فارغند ز بیم فشار تنگی قبر

کسان که تنگی مسکن کشیده اند امروز

۸

جماعتی گذرند از پل صراط چو سیل

که بار خلق به گردن کشیده اند امروز

۹

اجل چه کار کند با جماعتی صائب

که تلخکامی مردن کشیده اند امروز

بازگشت به سروده‌های صائب