حدیث عشق نگیرد به زاهدان هرگز
ز بوی گل نشود جغد شادمان هرگز
این شعر بیانگر تفکر و احساسات عمیق شاعر در مورد عشق، زندگی و روابط انسانی است. شاعر میگوید که عشق واقعی و عمیق هرگز به زاهدان و عاقلان نمیرسد و برعکس، در دنیای تلخ و سنگین، ما باید همواره بر همت و تلاش خود تکیه کنیم. او تاکید میکند که هرگز به دنبال عیب دیگران نبوده و همواره در پی اصلاح خود هستیم. همچنین اشاره میکند که در مواجهه با مشکلات و غمها، نباید تسلیم شد و همواره باید به خود اتکا کنیم. به طور کلی، شاعر به اهمیت خودشناسی و اراده در زندگی میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
حدیث عشق نگیرد به زاهدان هرگز
ز بوی گل نشود جغد شادمان هرگز
به عاقلان نتوان دوخت داغ سودا را
تنور سرد نگیرد به خویش نان هرگز
اگر چه کوه غم روزگاربردل ماست
نبوده ایم به طبع کسی گران هرگز
به تلخ و شور جهان همچو بحر ساخته ایم
نخورده ایم غم رزق در جهان هرگز
همیشه همسفر همت بلند خودیم
نداده ایم به دست کسی عنان هرگز
اگر چه نغمه طرازی مسلم است به ما
نخوانده ایم نوایی به بلبلان هرگز
همیشه در صدد عیبجویی خویشیم
نبوده ایم پی عیب دیگران هرگز
(میان آینه و زشت رو صفایی نیست
به اهل دل نشود چرخ مهربان هرگز)
اگر چه غنچه آن گلشنیم ما صائب
نبسته ایم دل خود به گلستان هرگز