اینطرفه که گنجایش غم می شود افزون
هرچند شود سینه من تنگ فضاتر
این شعر به بیان احساسات عمیق و تضادهای عاشقانه میپردازد. شاعر از گنجایش دل خود برای تحمل غمها سخن میگوید و به زیبایی معشوقش اشاره میکند که همواره در نظرش جذابتر میشود. او از تأثیر عشق بر روح و جانش میگوید و اشاره دارد که چشمانش از هوس فاصله گرفته است. در نهایت، شاعر بیان میکند که این جاذبه و زیباییهای معشوق او را از خود دورتر کردهاند و عشقش به او، با وجود فاصله، همچنان ادامه دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اینطرفه که گنجایش غم می شود افزون
هرچند شود سینه من تنگ فضاتر
خون است ز رنگینی لفظم دل معنی
از باده بود شیشه من هوش رباتر
صائب چه نهان دارم ازو صورت احوال؟
کز آینه آن روی بود روی نماتر
ای صفحه رخسار تو ازگل بصفاتر
مژگان بلندت ز سر زلف رساتر
از صلح بودچاشنی جنگ تو افزون
دشنام تو از بوسه بود روح فزاتر
ازنعمت دیوار محال است شود سیر
چشمی که شد از کاسه در یوزه گداتر
از چشم هوسناکتر افتاده دل من
از برگ بود ریشه من سربه هواتر
برنسبت خود رشک برد عاشق مغرور
نزدیکی دل کرد مرا از تو جداتر
گردیدز خط حسن غریب تو یکی صد
گوهر شودازگردیتیمی به صفاتر
حسن می گلرنگ یکی صد شود ازموج
از خط لب میگون تو شد هوش رباتر