فصل شباب رفت ره خانه پیش گیر
کنجی نشین و سبحه صد دانه پیش گیر
این شعر به توصیف زندگی و اهمیت عشق و تلاش میپردازد. شاعر به جوانی توصیه میکند که به جای ماندن در تنهایی و کمتحرکی، زندگی را با عشق و جدیت دنبال کند. او اشاره میکند که زمان کوتاه است و باید از آن بهره برد؛ در نتیجه، به محبت و ارتباط با دیگران اهمیت بدهد. شاعر همچنین به خطرات و چالشهای مسیر زندگی اشاره میکند و بر لزوم کوشش و تلاش در رسیدن به آرزوها تأکید میکند. در نهایت، او به مخاطب یادآوری میکند که با عزم و اراده به سوی اهداف خود حرکت کند و از لذتهای زندگی غافل نشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
فصل شباب رفت ره خانه پیش گیر
کنجی نشین و سبحه صد دانه پیش گیر
چون جغد در خرابه دنیا گره مشو
چون سیل راه بحر ز ویرانه پیش گیر
با عشق پیشگان سخن ار لوح ساده کن
با اهل عقل ابجد طفلانه پیش گیر
نتوان به حق رسید به این پنج روزه عمر
تنگ است وقت، راه صنمخانه پیش گیر
لنگر مکن به دامن مریم مسیح وار
راه فلک به همت مردانه پیش گیر
تاهست در پیاله نم از باغ برمیا
چون می تمام شد ره میخانه پیش گیر
بیرون میا ز خانه به تکلیف هیچ کس
در فقر شیوه های ملوکانه پیش گیر
نتوان به پای هوش رسیدن به هیچ جا
در راه عشق لغزش مستانه پیش گیر
مردان رسیده اند ز کوشش به مدعا
صائب تو نیز کوشش مردانه پیش گیر