غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۳۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

منصوروار پختگی از چوب دار گیر

این میوه رسیده ازین شاخسار گیر

۲

جنگ گریز چندتوان کرد چون سپند؟

یاقوت وار در دل آتش قرار گیر

۳

چون سرو سربه حلقه آزادگان درآر

خط امان ز حادثه روزگار گیر

۴

زین بیشتر کبوتر چاه وطن مباش

بر تخت مصررو، به عزیزی قرار گیر

۵

نام بلند، مزد خراش جگر بود

یاد از عقیق این سخن نامدار گیر

۶

این تیره باطنان همگی زنگ طینت اند

تاممکن است آینه را در غبار گیر

۷

برگ خزان رسیده به دامن کشید پای

ای دل تو نیز اگر بتوانی قرار گیر

۸

دست طلب به دامن شبنم گره مکن

دامان بحر چون گهر شاهوار مگیر

۹

صائب بهار رفت، چه از کار رفته ای ؟

تاوان عیش رفته ز فصل بهار گیر

بازگشت به سروده‌های صائب