غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۲۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای زلف و خط و خال تو از هم کشنده تر

مژگان ز چشم و چشم زابرو زننده تر

۲

ابرویی از کمان قضا راست خانه تر

مژگانی از خدنگ حوادث رسنده تر

۳

مجنون که بود قافله سالار وحشیان

هرگز نداشت ا زتو غزالی رمنده تر

۴

مپسند ناامید مرا از شمیم خویش

ای بوی نافه تو زآهو دونده تر

۵

در وادیی که عشق مرا جلوه می دهد

خارش بود ز پنجه شیران درنده تر

۶

در باغ روزگار ندیده است هیچ کس

یک شاخ میوه دار ز من سر فکنده تر

۷

صائب چرا شکایت دزدان کند کسی ؟

جایی که هست شحنه زدزدان برنده تر!

بازگشت به سروده‌های صائب