ای زلف و خط و خال تو از هم کشنده تر
مژگان ز چشم و چشم زابرو زننده تر
شاعر در این شعر به زیباییهای محبوبش اشاره میکند و آنها را با چیزهای مختلف مقایسه میکند. زلف و خط و خال محبوب از هر چیزی کشندهتر و مژگان و چشم او از زیباییهای دیگر بیشتر جلب توجه میکنند. ابرویش به کمان و مژگانش به تیر اشاره شده و نشان میدهد که چگونه زیبایی او در دل عاشقان اثر میگذارد. شاعر همچنین از ناامیدی خود در برابر عشق میگوید و در نهایت به این نتیجه میرسد که در دنیای واقعی عشق و زیبایی بومی ناامیدکنندهاند و هیچ کسی نمیتواند شکایت کند از دزدان که در این دنیا، زیبایی واقعی را میدزدند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای زلف و خط و خال تو از هم کشنده تر
مژگان ز چشم و چشم زابرو زننده تر
ابرویی از کمان قضا راست خانه تر
مژگانی از خدنگ حوادث رسنده تر
مجنون که بود قافله سالار وحشیان
هرگز نداشت ا زتو غزالی رمنده تر
مپسند ناامید مرا از شمیم خویش
ای بوی نافه تو زآهو دونده تر
در وادیی که عشق مرا جلوه می دهد
خارش بود ز پنجه شیران درنده تر
در باغ روزگار ندیده است هیچ کس
یک شاخ میوه دار ز من سر فکنده تر
صائب چرا شکایت دزدان کند کسی ؟
جایی که هست شحنه زدزدان برنده تر!