غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۲۷

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای چشمت از غزال ختن خوش نگاه تر

از روز عاشقان شب زلفت سیاه تر

۲

از خط سبز اگر چه شد حسن مهربان

حسن توشد ز سبزه خط دلسیاه تر

۳

سیر غزال اگر چه مقید به راه نیست

از چشم وحشی توبود سر به راه تر

۴

دربارگاه رحمت و دیوان عفو تو

لرزانترست هرکه بود بیگناه تر

۵

در یوزه نگه کنی از دیده های دام

آهو ندیده ام ز تو عاشق نگاه تر

۶

هر چند روزگار ستمکار و کینه جوست

چشم ستمگر تو بود کینه خواه تر

۷

صائب دل شکسته من در بساط خاک

از مرغ پر شکسته بود بی پناه تر

بازگشت به سروده‌های صائب