ای چشمت از غزال ختن خوش نگاه تر
از روز عاشقان شب زلفت سیاه تر
این شعر در ستایش زیبایی و جذابیت معشوق سروده شده است. شاعر به توصیف ویژگیهای چشم و زلف معشوق میپردازد و آنها را از زیباییهای طبیعی مانند غزال و سبزه سبزتر و دلنشینتر میداند. همچنین، شاعر به تعبیراتی درباره بیگناهی و عشق پرداخته و نشان میدهد که در مقابل زیبایی معشوق، هرچند ظلم و کینهای در دنیا وجود دارد، اما عشق واقعی و نگاه عاشقانه او همیشه برتری دارد. در نهایت، شاعر خود را در وضعیت آسیبپذیری و دلشکستگی توصیف میکند و از آن میگوید که حتی در سختیها نیز عشق او را تسلی میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای چشمت از غزال ختن خوش نگاه تر
از روز عاشقان شب زلفت سیاه تر
از خط سبز اگر چه شد حسن مهربان
حسن توشد ز سبزه خط دلسیاه تر
سیر غزال اگر چه مقید به راه نیست
از چشم وحشی توبود سر به راه تر
دربارگاه رحمت و دیوان عفو تو
لرزانترست هرکه بود بیگناه تر
در یوزه نگه کنی از دیده های دام
آهو ندیده ام ز تو عاشق نگاه تر
هر چند روزگار ستمکار و کینه جوست
چشم ستمگر تو بود کینه خواه تر
صائب دل شکسته من در بساط خاک
از مرغ پر شکسته بود بی پناه تر