غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۱۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بیرون میا ز گوشه میخانه در بهار

لب بر مدار از لب پیمانه دربهار

۲

بی موج سبزه نشأه می گل نمی کند

زندان می پرست بود خانه در بهار

۳

تا گل شکفت شمع دگر سربرون نکرد

داغم ز تیره بختی پروانه دربهار

۴

بی اختیار، چشم ترا هوش می برد

محتاج نیست خواب به افسانه در بهار

۵

آغاز عاشقی است، ز قربم حذر کنید!

جهل است آشنایی دیوانه در بهار

۶

صائب به فیض عالم بالا برابرست

یک هایهای گریه مستانه در بهار

بازگشت به سروده‌های صائب