غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۱۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

پیکان یار را به دل و جان نگاه دار

تاممکن است عزت مهمان نگاه دار

۲

عینک به چشم هر که نهد شیشه دل شود

ای شوخ چشم،عزت پیران نگاه دار

۳

رم می کند غزال من از نوشخند گل

ای غنچه دست خود ز گریبان نگاه دار

۴

در هر گذر سبیل مکن آبروی خویش

ای خضر پاس چشمه حیوان نگاه دار

۵

ای خط مبر طراوت آن روی را تمام

یک قطره بهر سیب زنخدان نگاه دار

۶

ای سینه صرف صبح مکن آه را تمام

مدی برای شام غریبان نگاه دار

۷

صائب مده به دست هوا اختیار دل

این کشتی شکسته ز طوفان نگاه دار

بازگشت به سروده‌های صائب