از بیغمان جمیله غم را نگاه دار
از چشم شور دردوالم را نگاه دار
در این شعر، شاعر از بیغم بودن جمیله میخواهد که غم را نگه دارد و از چشمزخمها حفاظت کند. او اشاره میکند که شادی به نتیجه غم نمیرسد و از مقام و عزت غم نیز با اهمیت است. شاعر به صحبتهای سخت دل اولیا تأکید دارد و از بیتوجهی به اعمال خود و سوء استفاده از زبان پرهیز میکند. او به اهمیت علم و دعا کردن با روزی حلال اشاره میکند و میگوید دعا در خصوص نان حرام مستجاب نمیشود. همچنین به احساسات ستمدیده و حفظ آبروی افراد نیازمند اشاره میکند و از وفا در روابط انسانی و حسن خلق سخن میگوید. در نهایت، شاعر تأکید میکند که در شرایط روحانی باید آرامش و سکوت را حفظ کرد و به زمان حال توجه کرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از بیغمان جمیله غم را نگاه دار
از چشم شور دردوالم را نگاه دار
شادی به حسن عاقبت غم نمی رسد
بیش از نشاط، عزت غم را نگاه دار
مشکن به حرف سخت دل اولیای حق
پاس کبوتران حرم را نگاه دار
رحمی به روزنامه اعمال خویش کن
از کجروی زبان قلم را نگاه دار
فتح و ظفر به آه سحر گاه بسته است
از تیغ بیش پاس علم را نگاه دار
بی روزی حلال دعا نیست مستجاب
از لقمه حرام شکم را نگاه دار
آه ستم رسیده محال است رد شود
ای سنگدل عنان ستم را نگاه دار
مگذار لب به حرف طمع واکند فقیر
زنهار آبروی کرم را نگاه دار
چون مایه ات وفا به فشاندن نمی کند
باری به حسن خلق خدم را نگاه دار
هنگام صبح نغمه سرایان بوستان
فریاد می کنند که دم را نگاه دار
از قیل و قال تیره مکن وقت اهل حال
صائب به پیش آینه دم را نگاه دار