غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۰۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

از انقلاب دهر نیفتم ز اعتبار

گرد یتیمی گهرم، چون شوم غبار

۲

چون سرو نیست بی ثمری بار خاطرم

کج می کنم نگه به درختان میوه دار

۳

از مشرب وسیع، درآفاق گشته ام

با مهر، هم پیاله و با صبح، هم خمار

۴

از روی گرم عشق فروزد چراغ من

آتش مرا به رقص درآرد سپندوار

۵

کاه سبک عنان ز ملاقات کهربا

درعهد بی نیازی من می کند کنار

۶

ما چون صدف به کد یمین آب می خوریم

از بحر نیستیم به یک قطره شرمسار

۷

برهر زمین که سایه کند سبز می شود

از کلک من ترست ز بس سرو جویبار

۸

صائب که مرغ خانگیش نسر طایرست

درراه جغد کی فکند دام انتظار؟

بازگشت به سروده‌های صائب