بهار می گذرد ساغر چو لاله بگیر
هزار بوسه ز کنج لب پیاله بگیر
در این شعر، شاعر به زیباییهای بهار و لذتهای زندگی اشاره میکند. او دعوت میکند که از لحظات کوتاه بهار استفاده کنیم و از باده و شادی زندگی بهرهمند شویم. به ما یادآوری میکند که عمر مانند بهار زودگذر است و بهتر است از آنچه داریم لذت ببریم. همچنین توصیههایی از پیر مغان به جای گذاشته شده که در زمانهای دشوار، شادی و لذت را فراموش نکنیم و از زندگی بهرهبرداری کنیم. شاعر در انتها به این نکته اشاره میکند که نباید در انتظار عمر طولانی بمانیم و بهتر است از لحظات شیرین زندگی استفاده کنیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بهار می گذرد ساغر چو لاله بگیر
هزار بوسه ز کنج لب پیاله بگیر
ز نشأه پر طاوسی ار نداری رنگ
به طاق ابروی قوس قزح پیاله بگیر
بهار عمر سبکتر ز برق می گذرد
چو لاله کام دل از باده دو ساله بگیر
بنوش باده گلرنگ و رو به بستان کن
هزار نکته رنگین به برگ لاله بگیر
مزاج ساغر گل نازک است ای بلبل
خدای را پر خود پیش سنگ ژاله بگیر
نصیحتی است ز پیر مغان به یاد مرا
غمی فرو چو بگیرد ترا پیاله بگیر
به عمر خضر چه خمیازه می کشی صائب؟
تو نیز کام دل از باده دو ساله بگیر