غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۰۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

مکن دلیر تماشای تاب موی کمر

که زیر تیغ بود کامیاب موی کمر

۲

همیشه درد به عضو ضعیف می ریزد

ز زلف بیش بود پیچ وتاب موی کمر

۳

به خواب رفته غزالی است شوخی مژگان

نظر به پیچ و خم بی حساب موی کمر

۴

گشاده اندبه امید، عالمی آغوش

فتد به دست که تا نبض خواب موی کمر

۵

ز ابر جوهر خود برق می کند ظاهر

نمی شود کمرزر حجاب موی کمر

۶

خراب زلف بتان می شود ز خط معمور

مباد هیچ مسلمان خراب موی کمر

۷

یکی هزار شد آن روز بیقراری من

که شد دو زلف درازش نقاب موی کمر

۸

به نازکی کمرمور اگر چه مشهورست

به کیش ما نبود در حساب موی کمر

۹

فغان که جوهر شمشیر آن کمان ابرو

یکی هزار شد از پیچ و تاب موی کمر

۱۰

مکن به عیب نظر از هنر که موی شکاف

کند ز مور ضعیف انتخاب موی کمر

۱۱

نبسته است درین رشته جز ندامت هیچ

مرو ز راه به موج سراب موی کمر

۱۲

ربوده است قرار و شکیب من صائب

خیال نازک، چون پیچ و تاب موی کمر

بازگشت به سروده‌های صائب