غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۹۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

اگر چه چهره بود بی نقاب روشنتر

شود عذار بتان از حجاب روشنتر

۲

ز لفظ، معنی نازک برهنه تر گردد

رخ لطیف تو شد از نقاب روشنتر

۳

بجز عرق که کند گل زروی یار، که دید

ستاره ای که بود ز آفتاب روشنتر؟

۴

صفای روی تو از خط سبز افزون شد

که در بهار بود ماهتاب روشنتر

۵

سیاه گشت ز پیری روان روشن من

اگر چه فصل خزان است آب روشنتر

۶

ز گریه گفتم گردد دلم خنک، غافل

که گردد آتش از اشک کباب روشنتر

۷

شود فزون ز نگین خانه آب و رنگ گهر

که در پیاله نماید شراب روشنتر

بازگشت به سروده‌های صائب