ز حال تشنه لبان خنجر ترا چه خبر؟
فرات را ز شهیدان کربلا چه خبر؟
این شعر به وضعیت انسانی و مشکلات او اشاره دارد. شاعر از حال تشنهلبان و شهیدان کربلا صحبت میکند و نشان میدهد که در زندگی چگونه به بیگانگان پرداخته و از حقیقت خویش غافل شده است. او به ناچاری انسان از شناخت خود و واقعیتهای اطرافش اشاره میکند و به بیخبری افراد از درد و رنج کسانی که در کنارش هستند، و نیز از لطف خداوند و زیباییهای عالم اشاره دارد. در نهایت، شاعر به وضع نابسامان و مسکینی افرادی که در زیر پا فراموش شدهاند، نگاهی تاسفآلود میکند. کل اثر به حس تعلق و همدلی با دیگران و دغدغههای انسانی میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز حال تشنه لبان خنجر ترا چه خبر؟
فرات را ز شهیدان کربلا چه خبر؟
تمام عمر به بیگانگان برآمدهای
دل ترا ز سخنهای آشنا چه خبر؟
مرا چگونه شناسد سپهر خود نشناس؟
خبر نیافته از خویش را ز ما چه خبر؟
ز پشت آینه روی مراد نتوان دید
ترا که روی به خلق است از خدا چه خبر؟
یکی است نسبت خار و حریر در ره من
مرا که از سر خود فارغم ز پا چه خبر؟
ترا که نیست خبر از هوای عالم آب
ز لطف آب و ز کیفیت هوا چه خبر؟
توان به درد رسیدن ز راه آگاهی
مرا که محو بلا گشتم از بلا چه خبر
ز حال صائب مسکین که خاک ره شده است
ترا که نیست نگاهی به زیر پا چه خبر