سخن دریغ مداراز سخن کشان زنهار
به تشنگان برسان آب را روان زنهار
این متن شعری است که به بیان نکات اخلاقی و هشدارهایی درباره رفتار انسان میپردازد. شاعر به مخاطب یادآوری میکند که در گفتار خود محتاط باشد و از انتشار سخنان بیمورد پرهیز کند. همچنین بر اهمیت خودشناسی و قناعت تأکید میکند و نسبت به تجمع عیوب دیگران هشدار میدهد. شاعر به ناپایداری دنیا و خطرات آن اشاره میکند و توصیه میکند که انسان نباید از دنیای فانی آسوده خاطر باشد. وی همچنین به این نکته میپردازد که حقیقت باید در کلمات انسان منعکس شود و به دنبال اهداف معنوی و عمیقتر زندگی باشد، نه ظواهر فریبنده. هدف جمعبندی این متن، دعوت به هوشیاری در زندگی و توجه به ارزشهای درونی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سخن دریغ مداراز سخن کشان زنهار
به تشنگان برسان آب را روان زنهار
ز آستانه دل جوی آنچه می جویی
مبر نیاز به هر خاک آستان زنهار
نشست و خاست درین بوستان چوشبنم کن
مشو به خاطر نازکدلان گران زنهار
به پاره دل ولخت جگر قناعت کن
مریز آب رخ خود برای نان زنهار
مباد خواب گرانت کند بیابان مرگ
مده زدست سر راه کاروان زنهار
به عیب خویش به پردازتاشوی بی عیب
مباش آینه عیب دیگران زنهار
نمی توانی اگر تن به بی نیازی داد
مگیر هیچ به جز عبرت از جهان زنهار
نظر به عاقبت حرف کن دهن بگشا
نشان ندیده منه تیر در کمان زنهار
اگر چه صدق به خون شست صبح را رخسار
میار جز سخن راست بر زبان زنهار
اگر به ساحل مقصد رسیدنت هوس است
چو موج باش درین بحر خوش عنان زنهار
جهان رباط خراب وجهانیان سفری
مخواه خاطر جمع از مسافران زنهار
کجی وراستی آ ب روشن است ازجوی
مبند کجروی خود به آسمان زنهار
تراکه هست پریزاد معنوی صائب
مبین به صورت بی معنی بتان زنهار