غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۷۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

تیغ الماس بر اطراف کمر دارد مهر

از صف آرایی شبنم چه خطر داردمهر؟

۲

حسن هر روز به آیین دگر جلوه کند

هر سحر تکیه به بالین دگر دارد مهر

۳

نیست سرگشتگی عشق به جمعی مخصوص

همه اجزای جهان رابه سفر دارد مهر

۴

برسر خشت عناصر چه قدر جلوه کند؟

شکوه از تنگی میدان سفر دارد مهر

۵

عشق هر سوخته جان رابه زبانی دارد

پاس هر ذره به آستین دگر دارد مهر

۶

چه کند داغ جنون را سرشوریده عشق

افسر از کوکبه خویش به سر دارد مهر

۷

صائب از زردی رخسار و دم گرم سحر

می توان یافت که خاری به جگر دارد مهر

بازگشت به سروده‌های صائب