این نه هاله است نمایان شده از دور قمر
پیش رخسار منیر تو مه افکنده سپر
این شعر به توصیف زیبایی و تاثیر عمیق چهره فردی میپردازد که شاعر عاشق اوست. در آن، شاعر به وجود هالهای اشاره میکند که نمایانگر قمر است و بیان میکند که محبت او دلش را به متن عشقی عمیقتر سوق داده است. او از دشواریهای عشق و زیباییهای چشمگیر معشوق صحبت میکند و به آرامش و ناپایداری احساساتش اشاره دارد. در نهایت، شاعر سوال میکند که در دنیای عشق، چه حسی میتواند او را نجات دهد، در حالی که به زیبایی و غیرقابل دسترس بودن معشوقش نیز اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
این نه هاله است نمایان شده از دور قمر
پیش رخسار منیر تو مه افکنده سپر
دل به مضمون خط پشت لب او نرسید
آه کاین حاشیه از متن بود مشکلتر
بهر صید دل عشاق، که چشمش مرساد
گشت هر حلقه ای از خط تو گلدام دگر
بود چون زلف پریشان دل صدپاره من
گشت شیرازه اوراق دل آن موی کمر
نه چنان ریشه دوانده است مرا دردل وچشم
که رود سرو خرامان تو از مد نظر
در وطن دل چه خیال است گشاید صائب؟
در صدف چشم محال است کند باز گهر