غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۷۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

سینه ای چاک نکردیم درین فصل بهار

صبحی ادراک نکردیم درین فصل بهار

۲

گریه ای از سر مستی به تهیدستی خویش

چون رگ تاک نکردیم درین فصل بهار

۳

ابر چون پنبه افشرده شد از گریه و ما

مژه ای پاک نکردیم درین فصل بهار

۴

جگر سنگ به جوش آمد و ما سنگدلان

دیده نمناک نکردیم درین فصل بهار

۵

لاله شد پاک فروش از عرق شبنم و ما

عرقی پاک نکردیم درین فصل بهار

۶

غنچه از پوست برون آمد و ما بیدردان

جامه ای چاک نکردیم درین فصل بهار

۷

دامن تازه گلی صید به سرپنچه سعی

همچو خاشاک نکردیم درین فصل بهار

۸

حیف و صد حیف که در راه نسیم سحری

خویش را خاک نکردیم درین فصل بهار

۹

با دو صد خرمن امید، ز غفلت صائب

تخم در خاک نکردیم درین فصل بهار

بازگشت به سروده‌های صائب