بر دل تازه خیالان مخور از زخم زبان
از ره نوسفران خار به مژگان بردار
در این شعر، شاعر به نکات مختلفی اشاره میکند. او warns از زخم زبان دیگران برای دلهای حساس و جوانان، و بر اهمیت دوری از طمع و ظواهر دنیوی تأکید میکند. این شعر به تذکر درباره لبخندهای شیرین و فریبنده، و این که حسن و زیبایی ظاهری به تنهایی کافی نیست، نیز اشاره میکند. شاعر از درک عمیقتر و روحانی در زندگی صحبت میکند و از مسافرانی که به سفر معنوی میپردازند دعوت میکند تا از زیباییهای درونی و معانی عمیق بهرهمند شوند. او همچنین به لزوم توجه به احساسات و دلتنگیهای واقعی پرداخته و از بیتوجهی به رنجها و زخمها انتقاد میکند. به طور کلی، شعر تلاشی است برای بیداری روح و تفاوت نهادن میان ظاهر و باطن در زندگی.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بر دل تازه خیالان مخور از زخم زبان
از ره نوسفران خار به مژگان بردار
چشمه خون ز دل سنگ گشودن سهل است
نامه درد مرا مهر ز عنوان بردار
شاهی و عمر ابد هر دو به یک کس ندهند
ای سکندر طمع از چشمه حیوان بردار
از شکرخنده ات ای صبح، حلاوت رفته است
نسخه ای تازه ازان چاک گریبان بردار
از صدف تا کف خود بحر گشوده است ،ای ابر
تخم اشگی بفشان، گوهر غلطان بردار
حسن اهلیت و صورت نشود باهم جمع
نظر از صورت بی معنی خوبان بردار
صائب از سورمه توفیق نظر روشن کن
بعد ازان کام دل از سیر صفاهان بردار
نسخه کفر از آن زلف پریشان بردار
چون به این حلقه درآیی دل از ایمان بردار
از جگرسوختگان خشک گذشتن ستم است
توشه آبله ای بهر مغیلان بردار
سوزن لنگر عزم سفر عیسی شد
خس و خاشاک تمنا زره جان بردار