گربه ما همسفری سلسله از پا بردار
پشت پا زن دو جهان را و پی ما بردار
شعر به بیان خواستهها و آرزوهای شاعر با استفاده از نمادها و تصاویر طبیعی میپردازد. شاعر از گربهای به عنوان همسفر یاد میکند و از او میخواهد که از موانع و ظواهر دنیوی عبور کند. او تأکید دارد که باید از غم و تنگناهای دنیا فاصله گرفت و به درک عمیقتری از زندگی رسید. شاعر به جستجوی حقیقت و زیبایی در زندگی دعوت میکند و میگوید که چشم باز کردن به معنای دیدن حقیقت جهانی است که در برابر ماست. او به عشق و پیوندهای انسانی اشاره دارد و از موانع و مشکلات در این مسیر سخن میگوید. به طور کلی، این شعر دعوت به شناخت خود و عبور از ظواهر دنیوی و حرکت به سمت عمق و جوهر زندگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گربه ما همسفری سلسله از پا بردار
پشت پا زن دو جهان را و پی ما بردار
ماقدم بر قدم سیل بهاران داریم
گرتو هم تشنه بحری قدم از جا بردار
نیست عالم به جز سلسله موج سراب
قدمی پیش نه این سلسله از پا بردار
جوش می از سرخم خشت به یک سو انداخت
توهم از دل غم معموره دنیا بردار
پیش بینا دو جهان چون دو صف مژگان است
چشم بینش بگشا این دو صف از جا بردار
چشم آهوست سیه خانه صحرای جنون
توشه وحشت جاوید از اینجا بردار
خون مرده است سودای که در او مجنون نیست
زین سیه خانه ماتم ره صحرا بردار
خار صحرای طلب راه ترا می پاید
تشنگی از جگرش ز آبله پا بردار
کاسه پرداز بود باده منصوری عشق
بگذر از کاسه سر، پنبه ز مینا بردار
صحبت خاک نهادان جهان اکسیرست
توتیایی ز پی دیده بینا بردار
گر ز رفتار به مردم نتوانی ره برد
نسخه نیک و بدخلق ز سیما بردار
دست خالی مرو از تربت روشن گهران
مشت خاکی ز پی دیده بینا بردار
رنگ این خانه ز خاکستر دل ریخته اند
دل ز نظاره آن نرگس شهلا بردار
تا غبار خط شبرنگ نگشته است بلند
از بناگوش بتان کام تماشا بردار
رزق سیماب ز آیینه جلای وطن است
چشم از دیدن هر آینه سیما بردار
تابه روشن گهری نام برآری صائب
گرد راه از رخ سیلاب چو دریا بردار