بوسه را کنج دهان یار دارد گوشه گیر
گوشه های دلنشین بسیاردارد گوشه گیر
در این شعر، شاعر به توصیف کسالت و گوشهگیری ناشی از عشق میپردازد. او از بوسهای در کنج دهان یار صحبت میکند که نشاندهندهی عمیق بودن محبت است. شاعر اشاره میکند که در دل و جان انسانها اتفاقات و احساسات زیادی وجود دارد که به دلیل گوشهگیری و عزلت پنهان ماندهاند. او به حیات و رنجهای عاشقان و زهاد نیز اشاره میکند که از حب به خدا و دیگران به کنج عزلت پناه میبرند. شاعر همچنین به زیباییها و خطرات عشق، از جمله فتنهها و آسیبهای آن، پرداخته و بیان میکند که زیبایی و عشق میتوانند هم شگفتآور و هم خطرناک باشند. بهطور کلی، این شعر آتشفشانی از احساسات عشق، رنج و عزلت را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بوسه را کنج دهان یار دارد گوشه گیر
گوشه های دلنشین بسیاردارد گوشه گیر
سربه صحرا دادحشر آسودگان خاک را
همچنان ماراخیال یار داردگوشه گیر
نیست ازعزلت غرض زهاد را جز صید خلق
عنکبوتان را مگس در غار دارد گوشه گیر
سخت می گیرد فلک برمردم روشن گهر
لعل را خورشید درکهسارداردگوشه گیر
حسن عالمگیر او خورشید عالمتاب را
از حیا در رخنه دیوار دارد گوشه گیر
از تریهای فلک دل درحجابت غفلت است
در نیام این تیغ رازنگارداردگوشه گیر
می کنند از فتنه مردم گوشه گیری اختیار
فتنه راآن نرگس خونخوار دارد گوشه گیر
از گزند خال زیرزلف او ایمن مباش
زهررادرمهره اینجامارداردگوشه گیر
از ملامت اهل دل صائب به عزلت ساختند
غنچه را زخم زبان خار دارد گوشه گیر