غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۰۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

می کشداز بی هنر کلفت هنرور بیشتر

می خورد دل درتمامی ماه انور بیشتر

۲

گنج بیش از اژدها صاحبدلان را می گزد

هست از دریا خطر درآب گوهر بیشتر

۳

بهره مست از پشیمانی زیاد از زاهدست

اشک وآه از خشک دارد هیزم تر بیشتر

۴

در نیستان برق عالمسوز طوفان می کند

می کند تأثیر صهبا در سبکسر بیشتر

۵

می کند سنگ ملامت شور عاشق رازیاد

می شود شوریده این دریازلنگربیشتر

۶

طفل بدخو هر قدر خون دردل مادر کند

می شود از مهربانی شیر مادر بیشتر

۷

منت دست حمایت شمع مغرور مرا

می کندبی دست وپا از باد صرصربیشتر

۸

نیست صائب چشم ظاهر محرم سوز نهان

ورنه از پروانه می سوزد سمندر بیشتر

بازگشت به سروده‌های صائب