دل ز خط بر عارض جانانه لرزد بیشتر
بر چراغ صبحدم پروانه لرزد بیشتر
در این شعر، شاعری به توصیف احساسات عمیق عشق و شور و شوقی که در دل عاشق وجود دارد، میپردازد. دل عاشق با دیدن معشوق و یاد او به شدت میلرزد و این لرزش به دلایل مختلفی چون زیباییهای ظاهری و معنوی معشوق، شراب و بیقراری عاشق ناشی از عشق و اشتیاق اوست. شاعر همچنین به تأثیر عشق بر عقل و احساسات اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه عشق میتواند همه چیز را تحت تأثیر قرار دهد، حتی طبیعت و موجودات دیگر. در نهایت، این شعر به نمایاندن اهمیت احساسات عاشقانه و ناتوانی عاشق در مقابل زیبایی معشوق میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل ز خط بر عارض جانانه لرزد بیشتر
بر چراغ صبحدم پروانه لرزد بیشتر
چون ز می گردد غزال چشم جانان شیر گیر
از نیستان پنجه مستانه لرزد بیشتر
دل زشوق آن لب میگون درون سینه ام
در کف مخمور از پیمانه لرزد بیشتر
در حریم سینه عاشق ندارد دل قرار
در صدف این گوهر یکدانه لرزد بیشتر
عاشق گستاخ سازد مضطرب معشوق را
شمع در زیر پر پروانه لرزد بیشتر
چون شمارم در قناعت خویش را ثابت قدم؟
من که از خرمن دلم بر دانه لرزد بیشتر
بیقراری اشک رادر دیده بیش از دل بود
از صراحی باده در پیمانه لرزد بیشتر
اشگ مظلومان بود سیلاب بنیاد ستم
خانه ظالم ز صاحبخانه لرزد بیشتر
نخل بارآور خطر دارد ز سنگ کودکان
درمیان عاقلان دیوانه لرزد بیشتر
می کشد ناموس عالم هر که عاقل می شود
ازخطای جاهلان فرزانه لرزد بیشتر
گرچه لرزد پنجه خورشید در گیسوی شب
درگشادزلف دستشانه لرزد بیشتر
شمع راهر چند صائب می کند بی دست وپا
ازنسیم صبحدم پروانه لرزد بیشتر