غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۰۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

هرکه وحشت می کند ز آمیزش ما بیشتر

دردل سودایی مامی کند جا بیشتر

۲

توسن سرکش چو میدان یافت طوفان می کند

شورش مجنون شد ازدامان صحرا بیشتر

۳

آنچنان کز برگ ،بوی گل سبک پرواز شد

رازمارا پرده پوشی کرد رسوابیشتر

۴

می شود سیل ضعیف از بند بی زنهارتر

ازخموشی راز من شد آشکارا بیشتر

۵

دارد آتش زیر پا اشکم ز شوق دیدنش

در دل طفلان بود ذوق تماشابیشتر

۶

حیرتی دارم که چون آهوی چشم گلرخان

دردل تنگ از رمیدن واکند جابیشتر؟

۷

گر به این عنوان شود روی تو گلگل از شراب

می گشد طاوس از پر خجلت از پابیشتر

۸

دور بر خود می کند صائب ره نزدیک را

می دود هرکس پی تحصیل دنیا بیشتر

بازگشت به سروده‌های صائب