ای بر روی تو از آینه گل صافتر
فتنه روی زمین زلف تو را در زیر سر
این متن بیانگری از زیبایی و فتنه زلف و چهره محبوبی است که تأثیر عمیقی بر روح و دل عاشق دارد. شاعر به مقایسهی این زیبایی با گل و آینه میپردازد و میگوید که هر کسی که از زیبایی پرودگار فاصله بگیرد، هرگز به حقیقت نخواهد رسید. آتش عشق و دیوانگی به طور نمادین در شعر مطرح میشود و تأثیر زلف محبوب بر عاشقان و نابسامانی زندگی آنها را توصیف میکند. شاعر به دوگانگی خیر و شر اشاره کرده و در نهایت بر این نکته تأکید میکند که عشق و زیبایی او را به جهانی دیگر میبرد، جایی که دیگر مسائلی چون قدرت و زوال اهمیت نخواهند داشت.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای بر روی تو از آینه گل صافتر
فتنه روی زمین زلف تو را در زیر سر
هر که از بت روی گردان شد نبیند روی حق
هر که از زنار برگردد نمی بندد کمر
آتش سوزنده رانتوان به چوب اندام داد
چوب گل دیوانگان رامی کند دیوانه تر
دوربینان از خزان تنگدستی فراغند
مرغ زیرک در بهاران می کشد سرزیرپر
گاه باشد کز غباری لشکری بر هم خورد
تا خطش سر زد، سپاه زلف شد زیرو زبر
در رگ جان هرکه را چون رشته پیچ وتاب نیست
زود باشدسر برآرد از گریبان گهر
بس که درشر خیر ودر خیرجهان شر دیده ام
مانده ام عاجز میان اختیار خیروشر
نیست ذوق سلطنت مارا، وگرنه ریخته است
چون حباب وموج در بحر فنا تاج وکمر
تا ازان شیرین سخن حرفی مکرر بشنوم
خویش راصائب کنم دربزم او دانسته کر