از خرام ناز منت بر زمین دارد بهار
هر طرف صد خرمن گل خوشه چین دارد بهار
در این شعر، بهار به عنوان نماد زیبایی و زندگی توصیف شده است. او از لطافت و ناز خود بر زمین میافشاند و هر سو را پر از گلهای رنگارنگ میکند. بهار دارای قدرتی جادویی است که میتواند همه چیز را تسخیر کند و شور و شوق را به زندگی بازگرداند. همچنین، بهار میتواند عشق و زیبایی را در دلها بیفزاید و خزان را شکست دهد. بهار با خندههای دلپذیرش، شادی را در دلها به وجود میآورد و زیباییهایش همواره در حال تغییر است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از خرام ناز منت بر زمین دارد بهار
هر طرف صد خرمن گل خوشه چین دارد بهار
تختش از بادست و چتر از ابر و لشکر از پری
اسم اعظم چون سلیمان بر نگین دارد بهار
یک نفس یک جا ز شوخیها نمی گیرد قرار
طرفه گلگونها ز گل در زیر زین دارد بهار
می تواند یک نفس تسخیر کرد آفاق را
صبح اقبالی چو شاخ یاسمین دارد بهار
نامه ای سربسته از هر غنچه نشکفته ای
از برای بلبلان در آستین دارد بهار
از دل و دین می کند بی برگ هر کس را که یافت
دست تاراج خزان در آستین دارد بهار
خنده های دلگشا صائب بود در سینه اش
گر به ظاهر بر جبین از غنچه چین دارد بهار