دل کجا در سینه ویرانه می گیرد قرار؟
کوچه گرد زلف کی درخانه می گیرد قرار؟
در این شعر، شاعر به توصیف احساسات عمیق و پیچیده خود در مورد عشق و درد میپردازد. او از قرار گرفتن دل در حال ویرانی و بیقراری ناشی از عشق میگوید. تصاویر متنوعی از عاشقانهها و غمها به تصویر کشیده شده، از جمله غنچههایی که در دل دردناک است و پرندگان دیوانهای که آرامش را در بین بیقراریها جستجو میکنند. شاعر به بیان احساساتش از هجران و فراغ میپردازد و نشان میدهد که چگونه عشق و غم او را به حالت پریشانی میکشاند. در نهایت، او به نبود آرامش در زندگی اشاره میکند و اشک و درد را به عنوان ویژگیهای این معشوقانههای پریشان پرورش میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل کجا در سینه ویرانه می گیرد قرار؟
کوچه گرد زلف کی درخانه می گیرد قرار؟
غنچه منقار مارابر گریز ناله نیست
عندلیب است آن که بیدردانه می گیرد قرار
جوش سودامغز را چون گل پریشان می کند
مرغ چون بر تارک دیوانه می گیرد قرار؟
جز تو کز غمخانه دل می روی چون برق و باد
سیل گرآید به این ویرانه، می گیرد قرار
داروی بیهوشی عاشق بود هجران یار
صبح چون روشن شود پروانه می گیرد قرار
تادل از خون شدتهی، چشم از پریدن باز ماند
شیشه چون خالی شود پیمانه می گیرد قرار
عرض اهل درد پروانه بیدرد برد
زیر تیغ شمع نامردانه می گیرد قرار
پایتخت بیستون و دامن دشت جنون
عشق اگر خواهد، به این دیوانه می گیرد قرار
آستین در منع اشک ماعبث پیچیده است
طفل بازیگوش کی در خانه می گیرد قرار؟
می کند مژگان صائب قطع الفت از سرشک
تاک اگر از گریه مستانه می گیرد قرار