پیچ و تاب خط بر آن رخسار گلرنگ است بار
جلوه طوطی بر این آیینه چون زنگ است بار
این شعر به تمهای زیبایی، عشق و دردهای درونی انسان اشاره دارد. شاعر با تصویرسازیهای زیبا، به عمق احساسات و تفکرات انسانها میپردازد. او از گل، طوطی، بلبل و دیگر نمادهای طبیعت برای بیان حالات درونی و رابطههای انسانی استفاده میکند. در این شعر، وصال و جدایی، آرامش و ناآرامی، عشق و دلتنگی به تصویر کشیده شده، و در نهایت، شاعر به نوعی به تضادها و چالشهای زندگی اشاره میکند و از آن به عنوان بخشی جدانشدنی از وجود انسان یاد میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
پیچ و تاب خط بر آن رخسار گلرنگ است بار
جلوه طوطی بر این آیینه چون زنگ است بار
هر که خود را یافت پهلو میکند خالی ز خلق
بر درخت خوشثمر، پیوند چون سنگ است بار
بیدماغان را دماغ ناله بلبل کجاست؟
بوی گل چون غنچه ما را بر دل تنگ است بار
جوش اشکم شیشه افلاک را در هم شکست
بر تنگ ظرفان می پرزور چون سنگ است بار
نیست پروای نفس آیینه تاریک را
بر دل روشن حضور خلق چون زنگ است بار
صلح اگر خوشتر بود از جنگ پیش عاقلان
بر دل آزادگان، هم صلح و هم جنگ است بار
گله آهوی وحشی را شبان در کار نیست
بر دل سوداییان عشق، فرهنگ است بار
شیشه سربسته خون در دل کند مخمور را
طوطی خاموش بر آیینه چون زنگ است بار
دلخراشان پرده چشم و غبار خاطرند
سایه فرهاد بر کوه گرانسنگ است بار
گر سخن بیپرده گوید کلک صائب دور نیست
بر نوای بلبل شوریده، آهنگ است بار