خطی کان رخ تازه می آورد
جهان را به شیرازه می آورد
این شعر به توصیف زیبایی و اثرات خوشایند عشق و شراب میپردازد. شاعر با اشاره به چهرههای زیبا و تأثیرات شادیآوری که از عشق و شراب به دست میآید، بیان میکند که این موارد میتوانند زندگی را به شیرازه بیاورند و دل را از آشفتگی نجات دهند. همچنین، از ارتباط بین شعر و حالتی خمارنده صحبت شده و به جلوههای روشنایی که از عشق و گفتگوهای دلنشین ناشی میشود اشاره دارد. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که برخی سخنان ممکن است بیمفهوم به نظر برسند، اما احساس عمیق ناشی از عشق و پندهای عاطفی همیشه قابلیت حرکت و تحول دارند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خطی کان رخ تازه می آورد
جهان را به شیرازه می آورد
شرابی است لبهای میگون یار
که مستی وخمیازه می آورد
ز رخسار خوبان شراب کهن
برون صد گل تازه می آورد
ازان ساختم با خیال از وصال
که مستی به اندازه می آورد
دلی را که آشفته شد از خمار
خط جام شیرازه می آورد
به آهستگی آنچه انشا کنند
بلندی آوازه می آورد
مگر پوچ تا نشنوی حرف پوچ
که خمیازه خمیازه می آورد
ز گفتار صائب ازان خون چکد
که از خون دل غازه می آورد