غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۳۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

محو تو بهشت جو نباشد

آیینه دل دو رو نباشد

۲

در حلقه ماتم فلک مرد

شرط است که خنده رو نباشد

۳

چون کعبه خوش است دل که سالی

ده روز گشاده رو نباشد

۴

غمازی عشق اضطراب است

چون زلف عبیر بو نباشد

۵

بگشای نظر که عارفان را

روزی ز ره گلو نباشد

۶

در شرع شریف اهل غیرت

نان بهتر از آبرو نباشد

۷

هر چند تیمم است جایز

در مرتبه وضو نباشد

۸

چون موج در استخوان قانع

تب لرزه جستجو نباشد

۹

از باده کشان مجوی تدبیر

عقلی به سر کدو نباشد

۱۰

چون غنچه خموش باش صائب

تا باعث گفتگو نباشد

بازگشت به سروده‌های صائب