از بیم خط آن لب شد باریک وچنین باشد
آن را که چنین زهری در زیر نگین باشد
این شعر به تمجید از زیباییها و ظرافتهای زندگی و عشق میپردازد. شاعر به زیبایی خط لب و تأثیر آن بر دل و جان مینگرد و از ارتباطات انسانی و عواطف عمیق سخن میگوید. او به تناقضات زندگی اشاره میکند، جایی که معراج رعنای عشق و زیبایی در دل انسانها مستتر است. شاعر همچنین به پیچیدگیهای وجودی و معنوی اشاره دارد و میگوید که هر فرد در جایی که دلش قرار دارد، مقام حقیقی خود را پیدا میکند. در نهایت، او با بیان عواطف و احساسات، تلاش میکند تا عمق تب و تاب عشق و زیبایی را به تصویر بکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از بیم خط آن لب شد باریک وچنین باشد
آن را که چنین زهری در زیر نگین باشد
در خانه زین هر کس شمشاد ترا بیند
داند که رعونت را معراج همین باشد
آن خال معنبر نیست محتاج به کنج لب
دزدی که جگردارست فارغ ز کمین باشد
از در ثمین گردید پهلوی صدف لاغر
با هر که شود جانان همخانه چنین باشد
سر رشته یکتایی در ترک خودی بسته است
شیرازه این اوراق از چین جبین باشد
عیسی ز سبکروحی بر چرخ کند جولان
قارون ز گرانجانی در زیر زمین باشد
هر جا دل هر کس هست آنجاست مقام او
در روی زمین عارف برعرش برین باشد
هرگز نشود سر سبز در کان نمک ریحان
مشکل که بر آرد خط لب چون نمکین باشد
از ناله مجنون شد پرشور بیابانها
گفتار جگر ریشان صائب نمکین باشد