دل صاف پروای محشر ندارد
که دریاغم از دامن ترندارد
شاعر در این ابیات به بیان نکاتی فلسفی و انسانی میپردازد. او به دل صاف اشاره میکند که نباید نگران محشر باشد، چون دریا به دامنش وابسته نیست. او به خردمندان توصیه میکند که با مشکلات رو به رو شوند و از ناکامیها نترسند، چرا که دریا نمیتواند به زینتهای بیارزش متکی باشد. او همچنین به این نکته میپردازد که فردی که بار کسی را به دوش نمیکشد، در نهایت خشک و بیثمر میشود. از طرفی، او بیان میکند که انسانهای شریف نباید از طعنههای دیگران بترسند، زیرا ارزش واقعی در درونشان است. در نهایت، شاعر بر این حقیقت تأکید میکند که دل روشن از تغییرات و طوفانهای زندگی امن است و خورشید به تاج و مقام نیازی ندارد. این اشعار نشاندهنده اهمیت درونیات و ارزشهای واقعی در زندگی انسانها هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل صاف پروای محشر ندارد
که دریاغم از دامن ترندارد
بساز ای خردمند با تیره بختی
که دریا گزیری ز عنبر ندارد
شود تخته مشق هر خاروخس را
چو دریا بزرگی که لنگر ندارد
شود خشک همچون سبو دست آن کس
که باری ز دوش کسی برندارد
ز طعن خسان پاک گوهر نترسد
رگ لعل پروای نشترندارد
دل روشن از انقلاب است ایمن
ز طوفان خطر آب گوهر ندارد
نخواهد سرگرم دستار صائب
که خورشید حاجت به افسر ندارد