غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۰۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

فتنه چشم تو چون ز خواب برآید

از طرف مغرب آفتاب برآید

۲

دست دعای ملک دود ز دو جانب

چون به بغل خانه رکاب برآید

۳

ماه شب چارده ستاره روزست

چون به لب بام بی نقاب برآید

۴

لعل لبت آب بست بر لب خشکم

تا در گوش تو چون ز آب برآید

۵

صبح ز شرم تو زد گره به شکرخند

مهر به دور تو با نقاب برآید

۶

هر سر موگرشودزبان سؤالی

چشم تو از عهده جواب برآید

۷

از غلط اندازی فلک عجبی نیست

چشمه حیوان گر از سراب برآید

۸

دولت بیدار سرنهدبه کنارش

هرکه به رویت سحر ز خواب برآید

۹

گر به گلستان رسد ترانه صائب

غنچه ز پیراهن حجاب برآید

بازگشت به سروده‌های صائب