غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۹۷

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

قد ترا سرواعتدال ندارد

این خم وچم ابروی هلال ندارد

۲

رتبه درویش را به شاه چه نسبت

دولت آزادگی زوال ندارد

۳

هیچ دلی نیست بی غبار کدورت

روی زمین چشمه زلال ندارد

۴

در سر این چارسو که سنگ عقیق است

گوهر ما قیمت سفال ندارد

۵

شبنم من از رخ زوال چکیده است

طاقت خورشیدبی زوال ندارد

۶

راستی قول سروگلشن جان است

حیف که باغ تو این نهال ندارد

۷

صائب پشمینه پوش را که شناسد

مهر طلا بر قبای آل ندارد

بازگشت به سروده‌های صائب