غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۹۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

آتش عشق تو چون زبانه برآرد

از دل سنگ آه عاشقانه برآرد

۲

تا به یکی بوسه خوش کند دل عاشق

زان دهن تنگ صد بهانه برآرد

۳

گوشه نشینی براق عالم بالاست

بیضه پر و بال از آشیانه برآرد

۴

هر که فرو برد سر به جیب تأمل

کشتی از این بحر بیکرانه برآرد

۵

روزی برق است خرمنی چو صبحش

حاجت موری به یک دو دانه برآرد

۶

غوطه به خون شفق دهند چو صبحش

هر که نفسهای بیغمانه برآرد

۷

ترک کجی کن که تیرراست چو گردد

گرد به یک حمله از نشانه برآرد

۸

دانه امید را چو خوشه پروین

از دل شب گریه شبانه برآرد

۹

مطرب آتش نوای خامه صائب

از دوجهانت به یک ترانه برآرد

بازگشت به سروده‌های صائب