دل از تردد وخاطر ز انقلاب برآید
اگر دو روز ز یک مشرق آفتاب برآید
این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و تجربیات انسانی میپردازد. شاعر به تلاطم و تحولات درونی دل اشاره دارد و میگوید که این تغییرات ممکن است باعث شرم و عذاب وجدان شود. همچنین دربارهی ظلم و تبعات آن سخن میگوید و به قدرت عشق و آتش ناشی از آن اشاره میکند. به طور کلی، شعر شامل تمهای عشق، درد، عدالت و زیباییهای شب و روز است. شاعر به پیچیدگیهای احساسات انسانی و تأثیر آن بر زندگی افراد اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل از تردد وخاطر ز انقلاب برآید
اگر دو روز ز یک مشرق آفتاب برآید
مگر کند عرق شرم پاک نامه ما را
وگر نه کیست که از عهده حساب برآید
رسد به ظالم دیگر همان ذخیره ظالم
نصیب تیر شود پر چو از عقاب برآید
ز ماهتاب کند شیر مست روی زمین را
شب سیاه اگر آن ماه بی نقاب برآید
نبرده است دل از عشق هیچ کس به سلامت
ز آتشی که ملایم بود کباب برآید
همیشه از نگه گرم عاشق است بر آتش
چگونه موی میانش ز پیچ و تاب برآید
فغان که آتش بی زینهار چهره ساقی
امان نداد که دود از دل کباب برآید