غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۸۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دهان بوسه فریب ترا پیاله ندارد

رم نگاه ترا دیده غزاله ندارد

۲

به خط سبز لب جام وصفحه رخ ساقی

که عمر خضر نشاط می دوساله ندارد

۳

به برگ لاله چه نسبت عرق فشان رخ او را

بدیهه عرق شرم برگ لاله ندارد

۴

خدا شکیب دهد ماحباب حوصلگان را

که تاب گردش چشم ترا پیاله ندارد

۵

قسم به خرمن ماه وقسم به خوشه پروین

که بخت خانه زین تو هیچ هاله ندارد

۶

ز خشت خم در حکمت گشاده گشت به رویم

به حق می که فلاطون چنین رساله ندارد

۷

ز دست برد حوادث که جسته است مسلم

کدام برگ درین باغ زخم ژاله ندارد

۸

ز بس که از سر درداست فکرهای تو صائب

سرایت سخنت هیچ آه وناله ندارد

بازگشت به سروده‌های صائب