سیاه چون دل رنگین سخن ز آه نگردد
حنا نرفته به هندوستان سیاه نگردد
این شعر به بررسی مفاهیم عشق، حقیقت و معنویت میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و استعارات، به بیان نکات زیر میپردازد: 1. **عشق و دل**: عشق واقعی در دلهای نادر و رنگین وجود دارد و باید از درد و رنج آگاه باشیم. 2. **ثبوت و دلیل**: بیان میکند که هیچ اصالت و دعویای بدون دلیل و شاهد ثابت نمیماند. 3. **فصل بهار و شکوفایی**: زندگی با شکستها و محدودیتها همراه است و تنها گلهایی بارور میشوند که به درستی پرورش یابند. 4. **وحدت و جامعه**: نشانهای از حجاب و فاصله بین مردم و حقیقت الهی وجود ندارد و علم واقعی نه از جمعیت، بلکه از درک واحد برمیخیزد. 5. **طریقت و تلاش**: رهروان حقیقت با فروتنی و خدمت به دیگران به حقیقت نزدیک میشوند و هرکه در این راه سختی نمیکشد به مقصد نمیرسد. 6. **زبان و بیان**: زبان باید حاوی زیبایی و حکمت باشد و گرنه زندگی صرف هزینههای غم و آه میشود. 7. **رحمت و گناه**: اگر پرده گناه حائل نشود، رحمت الهی میتواند گشوده باشد. 8. **معنویت و دیانت**: خانقاه به تنهایی کافی نیست و باید به دنبال حقیقت روحی و معنوی در زندگی بود. 9. **عشق و نور**: عشق باید از زیبایی و نور سرچشمه بگیرد؛ زیرا وجود، تداوم و شدت وابسته به عشق دارد. به طور کلی، شاعر هشدار میدهد که در جستجوی عشق و حقیقت باید با صبر و درک درست حرکت کرد و از آسیبهای دنیا غافل نباشیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سیاه چون دل رنگین سخن ز آه نگردد
حنا نرفته به هندوستان سیاه نگردد
حدیث عشق مگو چون دل دونیم نداری
که هیچ دعوی ثابت به یک گواه نگردد
بجز شکست ندارد بهار عالم امکان
گلی که باربرآن گوشه کلاه نگردد
هجوم خلق نگردد حجاب وحدت یزدان
علم نهفته ز بسیاری سپاه نگردد
فتادگی است پروبال رهروان طریقت
به هیچ جانرسدهرکه خاک راه نگردد
مکش چو شمع برون از نیام تیغ زبان را
که نقد زندگیت خرج اشک وآه نگردد
که سربرآورد از خجلت گناه قیامت
سحاب رحمت اگر پرده گناه نگردد
کند کناره شریفی کز اختلال خسیسان
چوکهربا سبک از جذب برگ کاه نگردد
چنین که بسته به خشکی سپهر کشتی احسان
شرابخانه محال است خانقاه نگردد
نسیم می شود از فیض نوبهار معنبر
نمی شود ز خط آن چشم خوش نگاه نگردد
مپوش چهره روشن ز چشم صائب حیران
که نورمهرکم از اقتباس ماه نگردد