چون آفتاب هر کس روشن ضمیر باشد
ذرات عالم اورا فرمان پذیرباشد
این شعر به توصیف ویژگیهای فردی و اجتماعی انسانها میپردازد. شاعر به روشن ضمیری اشاره میکند که باعث میشود طبیعت و جهان اطراف او به او خدمت کند. همچنین به دوران فقر و تنگدستی به عنوان نشانهای از شجاعت و قدرت اشاره میشود و بیان میکند که انسان در شرایط سخت و دشوار میتواند به شجاعت و استقامت بپردازد. در ادامه، با بیان اینکه افراد جاهل حتی اگر پیر و باتجربه باشند، هنوز میتوانند خطرناک باشند، بر لزوم دانش و آگاهی تأکید میشود. شاعر همچنین به اهمیت وضعیت مالی و تأثیر آن بر شخصیت و توانایی فرد در زندگی اشاره میکند و در نهایت تأکید میکند که انسانها در عین حال که به دنبال ثروت هستند، نباید فراموش کنند که در برابر خطرات و چالشها باید هوشیار باشند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون آفتاب هر کس روشن ضمیر باشد
ذرات عالم اورا فرمان پذیرباشد
نقش مرادعالم در خانه اش زند موج
آن را که بالش از خشت فرش از حصیرباشد
دشمن مطیع گردد چون نفس شد مسخر
مارست تازیانه مرکب چو شیرباشد
فقرست و تنگدستی سرمایه شجاعت
از آدمی گریزد شیری که سیر باشد
از دشمن ملایم زنهار برحذر باش
چون سگ خموش افتادناگاه گیرباشد
ازطبع سرکه تندی بیرون نمی برد سال
جاهل همان گزنده است هرچندپیرباشد
کف را چه وزن باشدپیش شکوه دریا
در چشم بی نیازان دنیا حقیر باشد
تا در بساط هستی یک مرغ می زند بال
حاشا که دیده دام از صید سیرباشد
از بند اعتبارات هرکس برون نیاید
گربرفلک برآیدصائب اسیرباشد