دل را به زلف پرچین تسخیر می توان کرد
این شیر را به مویی زنجیر می توان کرد
در این متن، شاعر به بیان زیباییها و عشق میپردازد. او میگوید که با ترفندهایی میتوان دل را به زلف محبوب تسلیم کرد و نیز شیر خشم را به زنجیر کشید. او بر این نکته تأکید میکند که زیبایی و عشق به گونهای است که میتوان آن را در هر حالتی پنهان یا بروز داد. با وجود سختیها و چالشهای زندگی، یک نگاه یا لبخند کافی است تا دلها را تسخیر کند. شعر به اهمیت درک عمیق از عشق و زیبایی میپردازد و این که چگونه میتوان از دردها و ناکامیها به امید و نقشپذیری رسید. شاعر تصریح میکند که در دل سنگ نیز میتوان تأثیر عشق را یافت و در نهایت، بر این نکته تأکید دارد که اگر خوابهای شیرین شاعران تعبیر شود، وضعیت خوش خیالان بهتر خواهد شد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل را به زلف پرچین تسخیر می توان کرد
این شیر را به مویی زنجیر می توان کرد
خط نرسته پیداست از چهره نکویان
مو را چگونه پنهان در شیر می توان کرد
هر چند صد بیابان وحشی تر از غزالیم
ما را به گوشه چشم تسخیر می توان کرد
از بحر تشنه چشمان لب خشک بازگردند
آیینه را ز دیدار کی سیر می توان کرد
ما را خراب حالی از رعشه خمارست
از درد باده ما را تعمیر می توان کرد
در چشم خرده بینان هر نقطه صد کتاب است
آن خال را به صد وجه تفسیر می توان کرد
در بوته ریاضت یک چند اگر گذاری
قلب وجود خودرا اکسیر می توان کرد
گر گوش هوش باشد در پرده خموشی
صد داستان شکایت تقریر می توان کرد
فریاد کاهل دولت از نخوتند غافل
کز خلق خوش چه دلها تسخیر می توان کرد
بی منصبی ز تغییر ایمن بود وگرنه
هر منصب دگر هست تغییر می توان کرد
اوضاع خوش خیالان سامان پذیر گردد
گر خواب شاعران را تعبیر می توان کرد
از درد عشق اگر هست صائب ترا نصیبی
از ناله در دل سنگ تأثیر می توان کرد