خط سیه مبادا زان خال سربرآرد
عمرش تمام گردد چون مور پربرآرد
این شعر به بیان احساسات و اندیشههای شاعر درباره گذر زمان، عشق و مشکلات زندگی میپردازد. شاعر درباره تضاد بین آرزوها و واقعیتهای تلخ زندگی صحبت میکند. او با استفاده از تصاویر طبیعی و نمادها، به بیان درد و رنجی میپردازد که از بخت بد و ناکامیها ناشی میشود. در نهایت، او به توان و اراده انسان در مواجهه با دشواریها اشاره دارد و بر اهمیت امید و تلاش تاکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خط سیه مبادا زان خال سربرآرد
عمرش تمام گردد چون مور پربرآرد
در غنچگی چو لاله ما شعله طینتان را
داغ سیاه بختی دود از جگر برآرد
دم را به لب گره زن کز قعر بحر غواص
از دولت خموشی عقده گهر برآرد
تنها نمی پرد چشم بر دانه های خالش
وقت است خیل مژگان چون مور پربرآرد
هر شاخی از بنفشه میلی است سرمه آلود
بیچاره عندلیبی کز بیضه سربرآرد
سهل است اگر ز تیرش داریم چشم پیکان
از بید می تواند همت ثمر برآرد
خضر بلند فطرت با آن سواد روشن
از خط جوهر تیغ مشکل که سربرآرد
از زلف دل گرفتن بازیچه می شمارد
از قید هند صائب خودرا اگر برآرد