شب زنده دار را دل روشن چو ماه گردد
از خواب روز دلها چون شب سیاه گردد
این شعر به بررسی مقایسهی شب و روز و تأثیرات آن بر روح و دل انسان میپردازد. شب، به عنوان زمانی برای تفکر و آرامش، باعث بیداری دلها میشود، در حالی که شب ناشناخته و تاریک روز همواره بر روح انسان تأثیر میگذارد. شاعر به عشق و زیبایی اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که گاهی اوقات باید از ظواهر و اعتبارات دور شویم تا به حقیقت نزدیکتر شویم. در نهایت، موضوع عدم آگاهی زاهد از نیازی که حق ایجاد میکند و عواقب آن در انتهای شعر به تصویر کشیده میشود. به طور کلی، شعر تاکید بر تعمیق درون و جستجوی حقیقت دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شب زنده دار را دل روشن چو ماه گردد
از خواب روز دلها چون شب سیاه گردد
تا صفحه نانوشته است آسوده از تماشاست
در روزگار خط حسن عاشق نگاه گردد
در ترک اعتبارست گرهست اعتباری
چون سر برهنه گردید گردون کلاه گردد
در لامکان کند سیر آه سبک عنانش
آن را که قامت او سر مشق آه گردد
همت فرو نیارد سر پیش تنگ چشمان
کی تیغ کوه سیراب از آب چاه گردد
از بی نیازی حق زاهد خبر ندارد
تا منفعل ز طاعت بیش از گناه گردد
با راستان عداوت صائب شگون ندارد
مار اجل رسیده بر گرد راه گردد