خال از دمیدن خط بی انتظارم گردد
چون مور پر برآردعمرش تمام گردد
این شعر به توصیف ویژگیهای وجودی انسان و دنیای پیرامون او میپردازد. شاعر به زیبایی و کمالات اشاره میکند و از انتقال حیرت و شگفتیهای چهرهی زیبا صحبت میکند. همچنین به قناعت و امید، و تأثیر اندیشه بر زندگی اشاره دارد. در نهایت، این شعر به زبان و نوشتن به عنوان ابزارهای بیان و ارتباط انسان اشاره دارد و تأکید میکند که در خاموشی و سکوت میتوان آسایش یافت، در حالی که سخن گفتن در مواقعی میتواند خونین و خطرناک باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خال از دمیدن خط بی انتظارم گردد
چون مور پر برآردعمرش تمام گردد
از چشم او جهانی دارند مردمی چشم
آن آهوی رمیده تا با که رام گردد
از حیرت جمالش راه سخن ندارم
چون عاملی که باقیش مالاکلام گردد
دارد کمال هر چیز عین الکمال باخود
خود بوته گدازست چون مه تمام گردد
رویش سیاه سازند نام آوران عالم
همواره هر عقیقی کز بهرنام گردد
در کشور قناعت شام است صبح امید
صبح حریص تاریک از فکر شام گردد
چون گردهر که گردید باخاک ره برابر
از جنبش نسیمی عالی مقام گردد
در پرده خموشی است آسایش زبانها
خون است رزق شمشیر چون بی نیام گردد
صائب شود سر آمد در سر نوشت خوانی
روشن سواد هر کس از خط جام گردد