غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۵۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

از قید فلک برزده دامن بگریزید

چون برق ازین سوخته خرمن بگریزید

۲

یک اوج به اندازه پرواز شررنیست

درسینه سنگ ودل آهن بگریزید

۳

چون اخگردل زنده ازین سردمزاجان

در پرده خاکستر گلخن بگریزید

۴

چون برق مگردید مقید به خس وخار

از باغ جهان برزده دامن بگریزید

۵

هر جا که کند گرد غم از دورسیاهی

زیر علم باده روشن بگریزید

۶

ماتمکده خاک سزاوار وطن نیست

چون سیل ازین دشت به شیون بگریزید

۷

از ناوک دلدوز قضا امن مباشید

هرچندکه در دیده سوزن بگریزید

۸

چون شبنم گل برسردستیدقضا را

چون آب اگر در دل آهن بگریزید

۹

چون صائب اگر زخم نهانی است شما را

زنهار که از دیده سوزن بگریزید

بازگشت به سروده‌های صائب